تبليغاتX
دهکده دوستی

دهکده دوستی

صفحه اصلي

ارتباط با ما

آرشیو مطالب

خوش آمديد

منوی کاربری

سفارش لگوي رايگان

 

                                         درون خانه عشقم گلي ،گلدان  ندارد باز

ميان جمع مي خندم چه مي دانند زاحوالم

                                         نمي دانند مي گويند دل نالان ندارد باز

به كنجي مي روم هر شب ، مرا ديوانه مي خوانند

                                دلم ،در اين شبانگاهان يكي خواهان ندارد باز

هواي بي كسي انگار در اين ميخانه خواهد ماند

                                   چو گلل پرپر  شدم ام ، چرا پايان ندارد باز   

 

 

 

نوشته شده توسط علی پسر تنها | لینک ثابت | موضوع: |

بنام آنكه آفتاب مهرش در آستان قلبم هر گز غروب نخواهد كرد



...مي نويسم از براي دوستان تا بماند خاطرم در ذهنشان

 

 

بيا يك شب فقط يك شب تما شا كن مرا وقتي كه در اوج هواي عاشقي شعر تو مي خوانم . و در سوز گداز لحظه هاي هجر تو چون شمع مي سوزم  وبا خود در دلم از عشق تو مي خوانم . بيا يك شب فقط يك شب تماشا كن كه يك ناله پر از درد و پر از ناله و با در ياي از اشعار ناگفته وبا يك خود نويس از جنس آيينه

برايت مي نويسم .


 

نوشته شده توسط علی پسر تنها | لینک ثابت | موضوع: |

نوشته شده توسط علی پسر تنها | لینک ثابت | موضوع:

تقدیم به شما

 

                       روزی نامش را بر شنهای ساحل نگاشتم

 

One day I wrote her name upon the strand

But came the waves and washed it away

Agayne I wrote it with a second hand

But came the tide, and made my paynes his pray

“Vyne man”, said she, “ that doest in vaine assay

A mortall thing so to immortalize

For I my selve  shall lyke to this decay

And eek my name bee wiped out likewise.”

Not so ,” quod I, “let baser things devise

To dy in dust, but you shall live by fame

My verse your virtues rare shall eternize

And in the heavens wryte your glorious name

Where whenas death shall all the world subduew

Our love shall live , and later life renew.”

“Edmund Spenser

 

روزی نامش را بر شنهای ساحل نگاشتم ولی امواج فرا رسیدند و آن را شستند و پاک کردند

بار دیگر نامش را نوشتم اما جزر و مد رنجم را طعمه ی خویش ساخت.

گفت" ای خیره سری که بیهوده می کوشی تا مخلوقی فانی را اینچنین جاودانه سازی ،

من خود همچو این نقش زوال می پذیرم و نامم نیز بدین سان محو خواهد شد."

گفتم"چنین نیست،موجودات فرومایه می میرند و بدل به خاک می شوند،

ولی تو با آوازه ات زنده خواهی ماند:شعرم اوصاف نادرت را ابدی خواهد ساخت

و نام شکوهمندت را بر افلاک خواهد نگاشت.

در آنجا وقتی مرگ جهان را سراسر مقهور بسازد،عشق ما زنده  خواهد بود و حیات دوباره از سر خواهد گرفت."

نوشته شده توسط علی پسر تنها | لینک ثابت | موضوع: |

رنج نامه زهرا امیر ابراهیمی

            



عكس جديد زهرا امير ابراهيمي در صحت و سلامت كامل - عكس از ايلنا

رنجنامه زهرا اميرابراهيمي:

پاييز امسال ، پاييزي تر از هر سال ، ابري و باراني.

گاهي آفتاب فقط براي يادآوري وجود فصل هاي ديگر از لا به لاي ابرها مي تابد. سكوتم دليل اعتقاد به شما نبود ، خود را باور داشتم. قصد من يادآوري هيچ فصلي نيست.
نور كافي نيست ؛ اما هنوز مي توان تجربه تلخي را با كساني كه آسمان دلشان ابري تر از آسمان خاكستري شهر ماست تقسيم كرد.

شايد اين شرح يك تجربه است.

شايد اين يك شكايت است براي يكي از بازيگران زن سريال نرگس و يا من مسوولي هستم براي دفاع از آن چه كه حتي به من مربوط نيست ؛ و شايد اين تلاشي بيهوده است براي حفظ حرمت يك انسان ، هنر و يا جامعه هنرمندان و شايد اين همه ، دلشوره ايست براي يك جامعه.

آن چه با عنوان هاي مختلف مثلاً فيلم غير اخلاقي از نيمه ماه مبارك رمضان جزو تنقلات روي كرسي برخي محافل همكاران ، منازل دوستان ، شهروندان و شهرستانها شده است ، چيزي نيست جز تاييدي بر تلاش بيهوده فردي ما در عرصه هنر و برداشتن گام هاي بي ثمر در جهت رشد.

همه ما مي دانيم كه عدالت بدون قدرت هيچ است و قدرت بدون عدالت ، خشونت.
آري ؛ اين قدرت ، قدرت جمعي ِ برخي از همكاران و همنوعان عزيزي است كه به بي عدالتي و خشونت تبديل شد.

خشونتي كه حتي مي توانيم با دست وي را به خودكشي واداريم و يا اعدام و شايد هم بدتر...

پس براي دلداري دوستان ، آشنايان ِ خارج و داخل كشور و يا بهتر است بگويم براي آگاهيتان : هموطنان ، همكاران ، روزنامه عزيز ؛ ( هنرپيشه مذكور به قول شما ) كه گويا تشابهي ظاهري دارد با شخص ديگري در فيلم غير اخلاقي كه در ماه مبارك رمضان دست به دست از نظرتان مي گذشت ( و تا كنون نيز هم ) ، در صحت و سلامت كامل به سر مي برد و خوشبختانه دليلي كافي براي خودكشي پيدا نكرده است و من زنده هستم ... هنوز.

كساني كه با اين بي پروايي از بي حرمت كردن ديگران لذت مي برند ، در درجه اول انسانيت خودشان را با دست خود ، زودتر كشته اند.
نجابت برخي هموطنان را كه چه عرض كنم ... اما هميشه خدا را سپاس. ماه پشت ابر نمي ماند.

بالاخره در اين روزهاي ابري ، قانون براي تكذيب اين شايعه و فاجعه از لاي ابرها تابيد.
جاي آن است كه تشكر و قدرداني كافي از توجه و پيگيري مستمر مسوولين قانون براي حفاظت از محارم و حيثيت و تكذيب اين شايعه بنمايم.

انسانها ، متمدنين ، روشنفكران ، اشرفين مخلوقات و اي ديگران ؛ من اولين و آخرين نفري نخواهم بود كه شايعات و اكاذيبي اين چنين به او نسبت داده مي شود.

بار سنگين بي حرمتي و تهمت را بر دوش ، با دليل بي گناهي تحمل كرديم. از ما كه گذشت ، اما سوال اين است ؛ اگر هتك حرمت هايي نه براي آدمي كه مي شناسيد ، نه براي مثلاً وي ، كه براي شخصي عادي اتفاق بيافتد چه بايد بكنيم؟

- بني آدم اعضاي يك پيكرند
بعضي وقتها بد نيست كه خودمان را جاي ديگري بگذاريم ( اين درس تمام اديان است ) دقيقاً جاي ديگري و نه فقط به رسم دلسوزي. من به خاطر شما ، خودم را جاي پدري مي گذارم كه هر روز چشمهاي غمگين دخترش را براي دلداري مي بوسد و شايد نمي فهميم كه در خلوتش و خودم را جاي مادري مي گذارم كه با شنيدن خودكشي جگرگوشه اش ممكن است همان لحظه قلبش را ببازد و خودم را جاي رفيقي مي گذارم كه شرمش را با غيرت مي خورد تا از حقي دفاع كند ...
گه گاهي خودم را جاي نارفيقان نيز مي گذارم ، شايد كه درس غيرت بگيرند و من خودم را جاي تمام وجود خودم نيز مي گذارم تا براي اثبات سلامتم ، جواب اين بي حرمتي ها را بر آيينه دلم ثيقل دهم.

و نهايتاً جايم را به شما مي دهم فقط براي يك لحظه ....
از ما كه گذشت ....
ايستاديم ،
بي پروا ، مي روم و مي تازم در مرز بي خوابي و رويا ،
در محمل ريا ، چنان مي روم كه گويي نه پسي دارم و نه پيش و ، چه شگفت !
اين ريا ديگران با من همواره همراه و هم پايند
باور كرده اندكه حقيقت بيش از اين رياي من نيست
چگونه برهانم آنان را زين خيال اين تَوَهُم
تنها فغان من است
دلشان مي شكند! اگر بگويي
ببنديد چشمان بي شرمتان را! حوصله شان سر مي رود!
اگر بگويم باز نكنيد زبانتان را حتي براي دلسوزي من
كه آن من ، خود هيچ است و اين هيچ ، پر شده است از من
و در نهايت اين من ِ من است كه مي نماياند خود را
براي هيچ و اين من ،
تنها زهرا هزاران تكه شده است براي شما

برای خواندن ادامه مطالب اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط علی پسر تنها | لینک ثابت | موضوع: |

در قلب مني مادر

من در این دهکده عشق تو را می خوانم*
*وز پس آیینه ها نام تو را می بینم*
*در دلم عشق تو را می کارم*
*در سرم بوی تو را می فهمم*
*در نگاهم خم ابروی تو را می نگرم*
*در گلویم بغض تو را می شکنم*
*من در این دهکده عشق تو را می خوانم ...*

در قلب مني مادر

نوشته شده توسط علی پسر تنها | لینک ثابت | موضوع: |

تقدیم به آنکه نمی داند دوستش دارم اما اورا با تمام وجودم دوست دارم

 

 بچه ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند.... و گنجشکها جدي

  جدي مي ميرند. آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند .... و قلبها جدي

  جدي مي شکنند. آدمها شوخي شوخي لبخند مي زنند.... و دلها جدي   

                          ... جدي عاشق ميشن...

نوشته شده توسط علی پسر تنها | لینک ثابت | موضوع: |

عشق یعنی چه


عشق یعنی مستی دیوانگی  

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن                 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن  

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن



 


ويندوز ويستا با امكانات فارسي  جديد

بهمراه آفيس 2003 با امكان تايپ مستقيم نستعليق و تاريخ شمسي ، غلط ياب فارسي ، سورت صحيح فارسي و ترجمه قرآن مجيد به فارسي و انگليسي و فرانسوي در برنامه ورد 

به همراه فارسي ساز محيط و پيغامهاي ويندوز
Microsoft Office 2003 Nastaliq+Quran
Microsoft Office 2007 Enterprise
Babylon  6x Dictionary
Windows Vista Upgrade Advisor
Kaspersky Internet Security
PDF Reader,Editor,Creator


نوشته شده توسط علی پسر تنها | لینک ثابت | موضوع: |

بنام آنکه تمام وجودم خلاصه در دو چشم اوست

                    من از خدا خواستم،
                       نغمه هاي عشق مرا به گوشت
                                         برساند تا   لبخند مرا
                                     هرگز فراموش نكني و
                                        ببيني كه سايه ام به
           دنبالت است تا هرگز
                            نپنداري تنهايي.
                          ولي اكنون تو رفته اي ،
                                من هم خواهم رفت
           فرق رفتن تو با من اين
                       است كه من شاهد رفتن تو هستم

 

 

 



نوشته شده توسط علی پسر تنها | لینک ثابت | موضوع: |

غریبم اما ...

 

 

غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم

از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم

***

فرقي نداره بي تو بهارمون باپاييز

نمي بيني که شعرام همه شدن غم انگيز

***

غصه نخور مسافر اونجا هوا که بدنيست

اينجا ولي آسمون باريدن هم بلد نيست

***

غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت

فداي برق ناز اون چشماي قشنگت

***

غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري

من که خودم مي دونم که تو چقدر صبوري

***

غصه نخور مسافر بازم ميآي بزودي

 مارو بگو چه کرديم از وقتي تونبودي

 

 

نوشته شده توسط علی پسر تنها | لینک ثابت | موضوع: |

copyright @ 2005-2006 استفاده از مطالب با ذكر منبع مجاز است قالب دهکده دوستی طراحی شده توسط علی بی پناه
JavaScript Codes